از آنجا كه وبلاگ شعرهايم فيلتر شده تا اطلاع ثانوي شعرهايم ميهمان بمب 1 هستند . متاسفانه در صفحات جداگانه وبلاگ امكان درج نظر وجود ندارد. اگر نظري راجب به شعرها داشتيد لطفن آن را در صفحه اصلي وبلاگ بنويسيد. خوشحال مي شوم از خواندن نظرتان .
1)
آسمان
تو هم با اين همه ادعايت
سياه از آب درآمدي كه
شب را پدرسوخته تو يادم دادي
از اين همه ستاره حالم به هم مي خورد
خصوصن آن يكي
همان كه به هر كس و ناكسي چشمك مي زند
نامزدم بود
من به پرنده ها فكر مي كردم
تو به هواپيما كردنشان
كه چند بمب مي شود به شكمشان بست
آسمان
قرار نبود ديكتاتور بشوي
پادگان هوايي راه بياندازي
و اين همه ستاره به سينه ات بچسباني
اكسيژنت را هم نخواستيم
من كه مي روم ماهي بشوم
پرنده
تو هم به هواي من
اينقدر توي آسمان نچرخ
پرنده ماهي خوار
نقشه اي به كله ات نخورد
اخلاقم سگي بشود كوسه مي شوم ها .
2 )
معلم جغرافيايمان سكته كرد
كشوري از نقشه جغرافيا محو شده بود.
3)
چشمانت را به من بده
با قلاب سنگم به آسمان پرتابشان كنم
زمين به خدايي جديد نياز دارد
و به پيامبري چون من .