<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>خليل رشنوي </title>
<link>http://bomb1.blogfa.com/</link>
<description>ادبیات داستانی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 20 Oct 2009 21:34:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>داستان همچنان ادامه دارد...</title>
<link>http://bomb1.blogfa.com/post-76.aspx</link>
<description>&lt;TABLE dir=rtl cellSpacing=0 cellPadding=0 align=center border=1&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=149&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://atefepakbaznia.blogfa.com/post-31.aspx&quot; target=_blank&gt;بهترین داستانکهای 6کلمه ای&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://aftabnews.ir/vdcfj0dc.w6d1magiiw.html&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=122&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.khabgard.com/?id=1359095524&quot; target=_blank&gt;شکایت از یک نویسنده&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=147&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://eslah.malakut.org/2009/09/post_147.html&quot; target=_blank&gt;نامه صریح کربی به رفسنجانی&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=149&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://arashhejazi.com/1388/07/lionlounge/&quot; target=_blank&gt;فرصت چاپ داستان در انگلیس&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=122&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.ibna.ir/vdcgux9w.ak9xw4prra.html&quot; target=_blank&gt;smsداستان می نویسد&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=147&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://jayezasimorgh.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;جایزه ادبی سیمرغ&lt;/A&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mooz-mahi.blogfa.com/post-49.aspx&quot; target=_blank&gt; &lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top width=149&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.blogfa.com/Desktop/www.7355.blogfa.com&quot; target=_blank&gt;جشنواره&lt;/A&gt; &lt;A href=&quot;http://www.blogfa.com/Desktop/www.7355.blogfa.com&quot;&gt;طنز عملکرد اصول گرایان&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=122&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://zagrosstory.blogfa.com/post-127.aspx&quot;&gt;مصاحبه با مرتضاییان آبکنار&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD vAlign=top width=147&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://night-skin.com/up/images/r57exrqw3dq8ewz48b3m.jpg&quot; target=_blank&gt;نوکیا  لعنت الله علیه&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;تا کی با آبروی این ملت بازی می کنید جناب احمدی نژاد ؟؟!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;جناب آقای احمدی نژاد به تمام مقدسات دنیا قسم می خورم که این ملت برای خودش شخصیت و احترام قائل است . جناب آقای احمدی نژاد به تمام چیزهایی که تو به آنها اعتقاد نداری سوگند می خورم  ایران کم تمدن و سابقه فرهنگی ندارد که جنابعالی هر وقت عشقتان بکشد رنگ پاشی اش کنی یا آن را به در و دیوار بی تجربگی و کار نبلدی تان بکوبید و آن را خرد کنید . ملت ایران تا کی باید تقاص ندانم کاری های شما و دوستانتان را در عرصه های بین المللی پس بدهد . شما با رای قانونی خود بالا آمده اید یا نه مسئله دیگری است و قضاوت آن را به تاریخ می سپاریم . اما دنیا حداقل شما را به عنوان رییس جمهور دولت نهم ایران که می شناسد . چند آبروریزی دیگر باید شما را متوجه این کند که قبل از انجام هرکاری باید فکر کرد . چند اشتباه فاحش دیگر کافی است تا به این فکر کنید کاش دانایان و سیاستمداران برجسته را اینجور منزوی و تار و مار نمی کردید تا حداقل نقاط ضعف بسیار شما را گوشزد کنند  ؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نمی دانم لحظه ای که تلفن را برداشتید یا به زیردستانتان گفتید که با دفتر آقای کرزای تماس بگیرند به چه فکر می کردید ؟ آیا اصلن فکر می کردید؟ نمی دانم با چند نفر مشورت کردید و آیا مشورت کنندگان شما چیزی از مسائل مربوط به سیاست بین الملل می دانسته اند یا خیر؟ &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دلیل هر چه بود شما اولین و تنها رییس جمهوری بودید که انتخابات تایید نشده را به آقای کرزای &lt;A href=&quot;http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=69285&quot; target=_blank&gt;تبریک گفتید&lt;/A&gt; . کار شما آنقدر غیر متعارف و شتابزده بود که حتی خود آقای کرزای آن را نپسندیدند و در مصاحبه با بی بی سی گفت : آقای احمدی نژاد به ما لطف دارند اما تبریک پیروزی تا زمانی که انتخابات تایید نشده کار صحیحی نیست . خوشبختانه کرزای اینها را با زبان فصیح فارسی گفتند تا بی بی سی را متهم به دروغگویی نشود . &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در کنار تمام چیزهایی که نمی دانستم چیزهایی را نیز می دانم و در قطعیت آنها شکی ندارم . شک ندارم که وقتی اخبار انتخابات افغانستان را دنبال می کردید شما و همکارانتان توی دل خدا خدا می کردید که انتخابات به &lt;A href=&quot;http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8807281346&quot; target=_blank&gt;دور دوم &lt;/A&gt;کشیده نشود و کمیته مستقل انتخابات افغانستان آن را تایید کند . شک ندارم که چقدر عصبانی شدید وقتی خبر برگزاری دور دوم انتخابات افغانستان را به شما دادند . شک ندارم که آرزو می کنید کاش حداقل در دور دوم آقای کرزای رای بیارود تا  شما به کسی تبریک گفته باشید که  حداقل رییس جمهور افغانستان شده است . شک ندارم با این اقدام غیر هوشمندانه باز هم شما  اعتبار ایران و ایرانیان را در چشم بیگانه خدشه دار کردید و متاسفانه باید بگویم که شک ندارم شما هیچوقت از این درس و درس های مشابه عبرت نخواهید گرفت و داستان همچنان ادامه دارد... &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 20 Oct 2009 21:34:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bomb1&amp;postid=76</comments>
<dc:creator>bomb1</dc:creator>
<guid>http://bomb1.blogfa.com/post-76.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>احمدی نژاد به هواداران خودش هم دروغ گفت</title>
<link>http://bomb1.blogfa.com/post-75.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#009999&gt;احمدی نژاد به هواداران خودش هم دروغ گفت&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 255px; HEIGHT: 343px&quot; height=380 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.president.ir/piri/media/mid/22712.jpg&quot; width=255 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اولین سخنان احمدی نژاد بعد از انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ را در میدان ولیعصر به خاطر دارید ؟  همان همایشی که هوادارن او جمع شده بودند تا به اصطلاح پیروزی خود را در انتخابات جشن بگیرند . بهترین نشانی آن روز عبارت به یادماندنی خس و خاشاک بود که از دهان احمدی نژاد بیرون می آمد تا به زعم خودش معترضان به انتخابات را توصیفی در خور و جانانه کرده باشد .  همان روزی را می گویم که احمدی نژاد شال سبزی به گردن انداخت و خودش را فرزند پیغمبر نامید . نمی دانم کدامیک از شما یادش هست که احمدی نژاد یک وعده به هواداران پرشورش داد . فکر کنم اصل کلماتش شبیه این جملات بود :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ایندفعه که رفتم سازمان ملل می خوام خطاب به همه کشورها بگم کدومتون جرات می کنه به ایران حمله کنه ؟ هر کسی می خواد اینکار و بکنه دستشو ببره بالا &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;البته زیاد از این ادبیات شک نکنید . باید به این ادبیات رییس جمهورمان - رییس جمهورشان - عادت کرده باشید . راستش همان لحظه ای که احمدی نژاد این جملات را می گفت چون که مطمئن بودم  دارد به هوادارنش دروغ می گوید آن را به خاطر سپردم تا ببینم تاریخ پیش بینی من را ثابت می کند یا گفته احمدی نژاد را .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زمان گذشت و احمدی نژاد به آمریکا رفت و بالاخره لحظه سخنرانی ایشان فرا رسید . همانطور که همه دیدند احمدی نژاد این جملات را که نگفت هیچ حتی چیزی شبیه آن را هم به کار نبرد . کسانی که قرار بود با آن عبارتها و لحن ها خطاب شوند اینگونه مخاطب قرار گرفتند:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;رئيس محترم ، هيات هاي محترم نمايندگي ، خانمها و آقايان &lt;BR&gt;از اينكه توانستم بار ديگر در اين مجمع مهم جهاني شركت كنم خوشحالم و خداي بزرگ را سپاسگزارم .  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;دوستان و همكاران گرامي&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;دوستان و همكاران صميمي &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;همكاران ، جناب رئيس ، خانم ها و آقايان&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;عاليجنابان، خانم ها و آقايان &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;جناب رئيس، عاليجنابان &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;البته بنده آنقدر روی پیش بینی خودم تمرکز کرده بودم که متوجه نشدم آیا این سری آن هاله نور هم دوباره رویت شد یا نه . به هر حال چیزی که مسلم است دروغگویی ایشان برای چندمین بار است . اما اینبار به هوادارانش . &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 09 Sep 2009 10:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bomb1&amp;postid=75</comments>
<dc:creator>bomb1</dc:creator>
<guid>http://bomb1.blogfa.com/post-75.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>داستان های مجوزنگرفته و خوب ایرانی در بازار نشر آمریکا</title>
<link>http://bomb1.blogfa.com/post-74.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;این مطلب می تواند یک فراخوان باشد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;این روزها روزهای خوبی نیستند . ناامیدی شدیدی بر فضای فرهنگی و ادبی کشور حکمفرماست . مطلبی که می خواهم شما را در جریان آن قرار دهم می تواند خبر بسیار خوب و امیدوار کننده ای باشد اما به هیچ عنوان قصد ندارد دردهای عمیق من و شما را التیام دهد . &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;سال هاست که بحث تقریبن ثابتی بین دوستان ادبیاتی وجود دارد و آن شان و منزلت واقعی ادبیات داستانی ایران در جهان است .  همیشه ادبیات ما با افغانستان ٬ پاکستان ٬ هند و کشورهای عربی مقایسه می شود که چرا ادبیات حاضر ایران با آن همه قدمتش در دنیای معاصر جایگاهی حتی در سطح این کشورها ندارد ؟با بیشتر دوستان به این نتیجه رسیدیم : ادبیاتی خودش را می تواند به دنیا عرضه کند که قابلیت ترجمه داشته باشد . زبان فارسی محدوده جغرافیایی و جمعیتی بسیار کوچکی را در اختیار دارد و نمی تواند به خودی خود جهانی شود . &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;واقعن چرا تا به حال از آثار ادبیات داستانی ایران ترجمه شایسته ای صورت نگرفته است ؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;مسلم است که ادبیات داستانی ایران وضعیت و شرایط روشن و مشخصی برای پژوهشگران و مترجمان غیر ایرانی ندارد . یک مترجم چطور می تواند با آثار شخیص ایرانی آشنا شود ؟ دولت در این بخش چه تبلیغات مستمری برای ادبیات داستانی مستقل و آزاد در دنیا انجام داده است ؟ یا بهتر است بگویم اصلن برای دولت چیزی به اسم ادبیات داستانی مستقل اهمیت دارد ؟ در فضایی که داستان نویسان مجبورند خودشان را سانسور کنند تا بتوانند آثارشان را نشر دهند آیا می توان توقع داشت داستان متفاوت و پیشرو تولید شود ؟ مترجمان برای یافتن آثار شاخص و نویسندگان خوب ایرانی باید به کجا مراجعه کنند ؟ آیا تیراژ بالای آثار به معنی قوی بودن آنان است ؟ آیا مترجمان حاضر می شوند وقت خود را روی آثاری که از سیستم نظارتی صفارهرندی عبور کرده بگذارند ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;ادبیات ایران به دو بخش تقسیم شده است . ادبیات رسمی و غیر رسمی . ادبیات رسمی همان آثاری است که با طی کردن و عبور از فیلترنگ شدید دولتی به چاپ می رسند و ادبیات غیر رسمی آثاری را شامل می شود که موفق به عبور از فیلترینگ دولتی نشده و یا اصلن برای انتشار ارائه نشده اند . با توجه به شناختی که در این مدت حاصل شده و نیز با توجه به تحقیقاتی که کرده ام به این نتیجه رسیدم که ادبیات غیررسمی ایران بسیار گنده تر و فربه تر از ادبیات رسمی آن است و اگر قرار باشد ادبیات داستانی ایران در روزگاری خودش را مطرح کند توسط همین آثار مستقلی این کار انجام خواهد شد که در آزادی کامل ذهنی نویسنده نوشته شده اند . &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;بنده و دیگر دوستانم که آثاری داریم در محدوده ادبیات غیررسمی ایران ٬ به این نتیجه رسیدیم که فضای فرهنگی حاکم هیچ کاری در این رابطه نخواهد کرد. حتی معقتقدیم بسیار از وجود چنین شرایطی خرسند است . نشستن و دست روی دست گذاشتن و به انتظار آینده بودن نیز کار معقولی نیست . با دوستان تصمصیم گرفتیم خودمان آستین بالا بزنیم و کاری بکنیم تا حداقل خیالمان را راحت کنیم که بیکار ننشسته ایم .&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;در این راستا اقداماتی صورت گرفت تا بالاخره از طریق یک دوست داستان نویس عزیز ایرانی توانستیم با مترجمی در امریکا صحبت کنیم . طی نامه های که بین بنده و ایشان رد و بدل شد به این توافق رسیدیم که بنده  و یکی دو نفر از دوستانم ٬ در یک فرصت دو ماهه مجموعه ای از داستانهای کوتاه غیرقابل چاپ را  برای ترجمه و انتشار در آمریکا گردآوری کنیم تا در صورت مقبول بودن ٬ ایشان به ترجمه آثار اقدام نماید . &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;بنابراین مطلبی که می خوانید می تواند یک فراخوان همکاری باشد . از تمامی دوستانی که مجموعه ها و داستان هایشان مجوز چاپ نگرفته ٬ در صورتی که تشخیص می دهند آثارشان در سطحی است که قابلیت  ترجمه را دارد خواهشمند است آثارشان را برایمان ارسال کنند . همچنین از تمامی کسانی که آثاری راخوانده اند که علی رغم قوی بودن ٬ قابلیت چاپ در ایران را ندارند نیز می خواهیم نویسندگان آنها را در جریان بگذارند . از تمامی دبیرخانه های جشنواره مختلف سراسر کشور نیز خواهشمند است که داستان های خوب برگزیده خود را برایمان ارسال کنند . ایمیل ارسال داستان ها در پایان مطلب نوشته شده است .&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; البته هیچ گونه تعهدی در خصوص اینکه اثر ارسال شده حتمن در مجموعه مورد نظر لحاظ خواهد شد به کسی داده نمی شود .&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;mailto:khalil_353@yahoo.com&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;khalil_353@yahoo.com&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 10 Aug 2009 10:12:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bomb1&amp;postid=74</comments>
<dc:creator>bomb1</dc:creator>
<guid>http://bomb1.blogfa.com/post-74.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یه خواب واقعی</title>
<link>http://bomb1.blogfa.com/post-73.aspx</link>
<description>&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امروز با مدد یه فیلترشکن تونستم به زور وارد فیس بوک بشم . یکی از یادداشت هام که مربوط به صبح روز اعلام نتایج انتخاباته رو دیدم . گفتم شاید این روزها خوندنش کمی جالب باشه . نمی دونم چرا این روزها خواب هام اینقد واقعی شدن . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;حدودن ساعت 6 با یه کابوس از خواب پریدم . خواب دیدم احمدی نژاد با تقلب بالا اومده .مردم بلند شده بودند . جنگ بدی بود.خیلی ها مرده بودند.همه جا جنازه بود . وقتی بیدار شدم تا صبحانه ای خوردم و آبی به دست و صورتم زدم ساعت 7 شد که تلویزیون رو روشن کردم و اون آمار و اعلام کردن . نمی دونم چرا اصلن ناراحت نشدم.فکر کنم چون توی خواب کابوسشو دیده بودم .یاد شعر کوتاه یکی از دوستام افتادم: خواب ویرانه ای است که روز می سازیمش/&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 25 Jul 2009 03:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bomb1&amp;postid=73</comments>
<dc:creator>bomb1</dc:creator>
<guid>http://bomb1.blogfa.com/post-73.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نمونه ای قابل لمس از ممیزی کتاب در ایران</title>
<link>http://bomb1.blogfa.com/post-72.aspx</link>
<description>چند وقت پیش قراردادی بین بنده و نشر افراز منعقد گردید که قرار شد این نشر ۶۰ داستان کوتاه کوتاه بنده را در مجموعه ای با عنوان همزیستی به چاپ برساند . طبق روال همیشه این کتاب برای دریافت مجوز از وزار ارشاد راهی این وزارتخانه شد . چند روز پیش با تماسی که از نشر افراز داشتم خبردار شدم که وزارت ارشاد خواستار حذف شش داستان از این مجموعه است تا مجوز چاپ را صادر کند . این شش داستان به همراه یک داستان دیگر که خودم قبل از ارشاد اقدام به حذف آن کرده بودم در همین پست موجود است . ظاهرن وزارت ارشاد در قبال چرایی این تصمیم هیچ پاسخی ارائه نمی دهد و خواستار حذف کل آثار نامبرده است. این داستان ها را برای قضاوت شما گذاشته ام تا اگر ندیده اید چگونه ادبیات داستانی ایران سانسور می شود با چشم خود مشاهده کنید این شکستن را . متاسفانه از موارد اعلام شده چند اثر که بسیار به آن ها علاقه دارم به چشم می خورد . هرچند که برای احقاق حقم تمام تلاش خود را خواهم کرد ولی امید چندانی ندارم. (داستان ها را در ادامه ی مطلب مطالعه کنید)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;تعجب خدا &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نویسنده تصمیم گرفته بود روال معمول داستان نویسی را کنار بزند چون قالب معمول و مناسبی برای ادای دین به ایده جدیدش بلد نبود . تند تر از معمول شروع به نوشتن کرد :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;I&gt;« یک روز یا یک شب خدا از زاویه ای که برای کسی شناخته شده نیست به یکی از بنده هایش خیره بود که بعد از قطع برق و خاموش شدن ضبط صوت که مشغول پخش موسیقی مورد علاقه اش بود دو شاخه را کوبانده بود توی پریز و انتهای آن بعد از پیج و تابی به ابتدای دست مرد می رسید . خدا که به مهربانی خودش ایمان داشت به عزراییل فرمان داد که مبادا جریان پیدا کند توی سیم برق . اگر توی آن حالت می مرد به جرم قتل خودش یا همان خودکشی تو دادگاه به حبس ابد در یکی از سلول های جهنم محکوم می شد . ثانیه ها خودشان را به دقیقه ها رسانده و دقیقه ها از از ساعت ها سبقت گرفته بودند که کاسه صبر بنده خدا لبریز شد ولی از جریان برق خبری نبود . کم کم افکار جبرئیلی جای افکار عزرائیلی را گرفتند . بنده از فکرهای چند لحظه پیش خودش خنده اش گرفت و خدا را به خاطر سهل انگاری بنده هایش در سازمان برق شکر کرد و به توبه افتاد . خواست دو شاخه را بکشد که برق جریان پیدا کرد و بنده به بهشت رفت . صبح روز بعد خدا از درج مطلبی در صفحه حوادث روزنامه ها که نوشته بودند ( جوانی با برق خودش را کشت ) بسیار تعجب کرد ● » &lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نویسنده خوشحال از پایان خوش داستان نقطه پایان را بزرگتر از اندازه معمول نوشته بود . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;حاج محمود&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من از طبقه بالا با همین چشم های خودم دیدم حاج محمود با عجله وارد منزل عفت خانوم شد که روی سکوی حیاط نشسته بود . حاج محمود عفت خانوم را بوسید و هردو با خنده وارد اتاق شدند . من از پشت پنجره اتاقم می دیدم حاج محمود با عفت خانوم چه می کرد . البته از شرم هی چشم هایم را می بستم . کارشان که تمام شد حاج محمود از اتاق خارج شد عفت خانوم را بوسید و چپه ای پول - شاید درشت - را توی سینه ی او گذاشت و رفت . البته عفت خانوم زن حاج محمود است . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;خدا نور است &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روزی پیامبری از کوچه ای گذشت . تصمیم گرفت روی دیوار آن کوچه شعاری بنویسد تا مردم با دیدن آن به یاد خدا بیفتند . بنابراین خیلی بزرگ نوشت « خدا نور است » و زیر آن هم یادداشت کرد : « پیامبر خدا »&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روز بعد ماهیگری از آن کوچه عبور کرد . چشمش به شعار افتاد و کنار نقطه « نور » یک نقطه گذاشت و رفت . روز دوم دیوانه ای توت سیاه آبداری را به سمت خدا شلیک کرد . توت درست بالای نقطه ماهیگیر له شد و مثل نقطه ای به جا ماند . چند روز بعد آشپزی که از کنار شعار گذشته بود دو دندانه به « نور » اضافه کرده و دور شده بود . بعدها آن شهر توسط  آشوری ها فتح شد . سردار آشوری وقتی از آن کوچه عبور می کرد با خون قبل از دندانه هایی که آشپز نوشته بود یک « آ » گذاشت . بعد از مدتی آن شهر توسط آسوری ها فتح شد . یک جوان آسوری وقتی چشمش به آن شعار افتاد با شمشیر تمام نقطه های روی نور را کند . یک روز هم قماربازی برای رفتن به خانه دوستش از آن کوچه می گذشت که « آ » آن را حذف کرد . یک روحانی که از روبرو می آمد وقتی چشمش به این صحنه افتاد حرف «ه» را بعد از «ر» نوشت و برای آن قمارباز طلب بخشش کرد . سالها بعد یک کارگردان که درباره خدا فیلمی را می ساخت تصمیم گرفت که یک سکانس فیلمش را توی آن کوچه ضبط کند بعد از پایان آن سکانس سه نقطه بالای « ر » گذاشت .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; سال ها گذشت . یک روز پیامبر دیگری از آن کوچه تردد کرد به شعاری برخورد کرد که نوشته بود :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; « خدا سوژه است . »&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با خودش گفت :« لعنت به تمام پیامبران دروغین »&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; و با زحمت آن شعار را پاک کرد و به جای آن نوشت :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;« خدا نور است .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                  پیامبر خدا »&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;خوش تختخواب&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;زنگ در به صدا درآمد . مرد در را كه باز كرد دختري را ديد كه يك دست سفيد پوشيده بود . زيبايي و مرتب بودن دختر ، مرد را هيجان زده كرد تا بگويد :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فكر نمي كردم يه دختر ماماني مثل تو رو بفرستن  .  اميدوارم خوش تختخواب باشي  . نق نق هم نكني . آخه من بره ببينم درنده خو ميشم  ، دست خودم نيست . ولي چرا اينقد دير كردي ؟ كلي منتظرت شدم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دختر در حالي كه تو مي رفت جواب داد: ترافيك بود . نتونستم زودتر بيام . حالا خيلي دير شده ؟ ناراحت شدي؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مرد گفت : ارزش منتظر شدن و داشت . دفعه بعد اگه ترافيك بود بهتره پرواز كني چون ممكنه انتظاركش بشم . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و با قهقه دختر را به درون اتاق كشيد ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هفته بعد دوباره صداي زنگ در بالا آمد . مرد با عجله در را باز كرد و دختر را ديد كه يكدست آبي پوشيده بود . مرد كمي دختر را برانداز كرد و گفت :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چه عجب امروز به موقع رسيدي؟ موهات چرا اينقد آشفته شدن  ؟ دكمه هاي مانتوت هم كه بيشترشون باز شده ؟!چه بوي غبار خوبي مي دي؟ اينقد عجله داشتي كه از  پله ها كار و شروع كردي ؟ ها؟  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و در حالي كه دست هاي خنك دختر را گرفته بود گفت : بيا تو خودتو گرم كن . من مي رم پنجره  ي راه پله ها رو ببندم . نمي دونم كي باز گذاشته تو اين سرما . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;رانی&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بیچاره دختره یه کم خل بود . وقتی به یادش می اُفتم حسابی دلم براش می سوزه . فقط یه رانی براش خریدم . فقط یه رانی و با همون هم راضی شد . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;محمد رسول الله&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گروه كارگرداني بعد از چند روز تحقيق توي شهر و پس از ساعت ها پرس و جو به خانه من آمده بودند . گفته بودند از شما توقع داريم كه در اين فيلم با ما همكاري كنيد . مي گفتند فيلمشان در مورد زندگي پيامبر است و اسم فيلم نيز محمد رسول الله است . مي گفتند فيلم پرهزينه اي است و بعد از ساختنش شهرت جهاني پيدا خواهد كرد و تمام مسلمانان دنيا آن را خواهند ديد . مي گفتند همه شهر از ارادت شما  به پيامبر آگاه هستند . مي گفتند آن دنيا جلوي پيامبر شرمسار نخواهم شد . مي گفتند تمام صحنه هاي فيلم بايد طبيعي ساخته شود  تا روي مخاطب تاثير خودش را بگذارد ، خصوصن اين صحنه را بايد جوري بسازيم كه به خوبي ، جاهليت اعراب قبل از پيامبر را نشان بدهد. بعد كلي اطمينان و تضمين دادند كه هيچ اتفاقي نخواهد افتاد و مشكل فقط كمي خاك و ماسه است كه با شستشوي مختصري برطرف مي شود . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;درخواست آن ها كاملن عادي و اطمينان بخش بود اما تصميم گيري سخت و دشوار بود . ساعت ها با خودم و بعد از آن با زنم كلنجار رفتم تا بين شادي پيامبر و نگراني ام كدام را انتخاب كنم . بالاخره تصميمم را گرفتم و قبول كردم براي صحنه اي از عصر جاهليت كه نوزاد دختري را زنده به گور مي كنند دختر يك ماهه ام را به آن ها بدهم .  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;رهبر فقيد(این کار را خودم از مجموعه حذف کردم تا آقایان وزارت ارشاد بیشتر از این به زحمت نیفتند)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وكيل روبروي قاضي ايستاد و گفت : ببينيد آقاي قاضي ، موكل بنده تنها جرمش اينه كه يه رمان نوشته . همه اين اتهاماتي كه به ايشون زده ميشه فقط يه فرضه . درسته دنيايي كه توي رمانش خلق كرده شبيه تاريخ كشورماست اما اين جرمي رو ثابت نمي كنه چون داستان توي كشور ديگه اي اتفاق افتاده و اسم شخصيت ها به خوبي نشون مي ده كه اين ها هم وطن ما نيستند . درسته توي داستان مثل كشور ما انقلابي ميشه و رهبر انقلابي ها بعد از مدتي مي ميره و اطرافيان و معتمدين رهبر فقيد ، انقلاب رو به گند مي كشونن اما اين دليل نميشه كه منظور كشور ما بوده چون اتفاقات در يه كشور ديگه مي افته . اصلن اگه شما به اسم ها توجه كنين مي بينين كه منظور ما نيستيم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;قاضي رو به خوزه جوان كرد و گفت :  آقاي نويسنده اتهام شما توهين به رهبر فقيدانقلابه . چه حرفي براي دفاع از خودتون دارين؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خوزه ايستاد و جواب داد: من توي داستان هدفم اين بوده كه با استفاده از تاريخ يه كشور ديگه انحراف انقلاب كشور خودمون رو نشون بدم  و تمام اتهامات رو مي پذيرم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با گفتن اين جمله وكيل آهي كشيد و روي صندلي اش افتاد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دم در زندان خوزه لباس هاي جديدش را پوشيد . زندان بان با صداي بلند وسايل خوزه را براي امانت دار زندان مي خواند تا آن ها را در دفترش ثبت كند  :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;يه شلوار سفيد ، كمربند چرمي سياه ، كفش چرمي سياه ، پيراهن خاكستري ، يك عدد خودنويس ، يك كيف شامل ؛ 920 پزو پول نقد، كارت شناسايي و يك قطعه عكس از رهبر فقيد .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 13 Jul 2009 08:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bomb1&amp;postid=72</comments>
<dc:creator>bomb1</dc:creator>
<guid>http://bomb1.blogfa.com/post-72.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>باز هم دروغگویی صدا و سیمای ایران</title>
<link>http://bomb1.blogfa.com/post-70.aspx</link>
<description>&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=posttitle&gt;&lt;A href=&quot;http://khabgard.com&quot;&gt;منبع سایت خوابگرد :&lt;/A&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=posttitle&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;دیشب صدا و سیما خبری مبنی بر بیانیه ۶۰۰هنرمند کشور در اعتراضات به تجمعات اخیر منتشر کرد که نام محمد حسن شهسواری نیز در این لیست بلند بالا ذکر شده بود . محمدحسن شهسواری  این خبر   را تکذیب کرد.البته به غیر از ایشان نام هنرمندان دیگری نیز بدون اطلاع آنها منتشر شده بود .&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=posttitle&gt;&lt;A href=&quot;http://www.khabgard.com/?id=1057697479&quot;&gt;&lt;/A&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=posttext&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.khabgard.com/backwin&quot;&gt;محمدحسن شهسواری&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt;: از آن جایی که بنده به طرز ساده‌لوحانه‌ای مثل یک انسان اهل مدارا هستم، تهیه و امضای هر بیانیه‌ای را حق هر شهروندی می‌دانم. دقیقاً به همین دلیل آوردن اسم افراد بدون اطلاع آن‌ها پای هر بیانیه‌ای را هم نهایت بی‌صداقتی می‌دانم. امروز با خبر امضای&lt;STRONG&gt; &lt;A href=&quot;http://www.iribnews.ir/NewsRoom.aspx?ID=26667051&quot;&gt;این بیانیه&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt; بیدار شدم و از این که روح سرگردانم همین طور بین زمین و آسمان چرخیده و این بیانیه را امضاء کرده، به رام‌کنندگان روح‌های سرکش آفرین گفتم. ضمن آن که بسیار خوشحال شدم جمعی از کارمندان صدا و سیما به کسوت هنر آراسته شده‌اند و از این که به قول امام خمینی در این مدرسه‌ی انسان‌سازی مشغول به کار هستم از خوشی سر به آسمان ساییدم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خداوند همه‌ی بندگانش (بیش از همه این حقیر) را به راه راست هدایت کند و از گناه کبیره‌ی دروغ در امان بدارد. آمین یا رب‌العالمین. &lt;BR&gt;&lt;EM&gt;محمدحسن شهسواری&lt;BR&gt;یکم تیرماه ۱۳۸۸&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 22 Jun 2009 11:18:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bomb1&amp;postid=70</comments>
<dc:creator>bomb1</dc:creator>
<guid>http://bomb1.blogfa.com/post-70.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>صدای و سیمای شرور</title>
<link>http://bomb1.blogfa.com/post-69.aspx</link>
<description>&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نمی دانم صدا و سیمای ایران که خودش را رسانه ملی هم می داند کی می خواهد از این دورغگویی و شارلاتان بازی اش دست بردارد . این چه رسانه ملی است که فقط در جهت منافع یک گروه خاص قدم برمی دارد ؟ دیشب اخبار ساعت ۱۰ را از شبکه سه نگاه می کردم . دقیقن ۲۰ دقیقه ی تمام بدون انکه عذاب وجدانی داشته باشند دروغگویی محض می کردند . یک عده مصاحبه های جهت دار را پخش می کردند که یک بچه هم جوسازی آن را تشخیص می داد. یکی می آمد و می گفت ارامش را از ما گرفته اند و دائم ما باید صدای شلیک بشنویم . یکی دیگر می گفت که من طرفدار موسوی بودم ولی آقای احمدی نژاد رای آورده و باید قبول کنیم . یکی دیگر می گفت با قاطعیت باید با این اشوبگران برخورد شود . انگار داشتند برای حمله به مردمی که احساس می کنند حقشان ضایع شده از مردم مجوز می گرفتند تا هرچه بیشتر مردان و زنان ما را به باد کتک بگیرند و به گلوله ببندند .  جای آنکه سعی کنند حرف مردم معترض را منعکس کنند و فکر چاره باشند سعی می کنند آنها را از دلیل انصرافشان منحرف کنند و توی خانه سرجایشان بنشانند . جدیدن هم روی این موضوع که باید اعتراضات از مجاری قانونی طی شود تبلیغ می کنند . فکر کرده اند مردم دیگر فریب این یاوه گویی ها را می خورند و با این وعده و وعید های مسخره دل خوش می کنند . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در تظاهرات میلیونی مردم تهران که به قول احمدی نژاد خس و خاشاکی بیشتر نیستند ۷ نفر کشته شدند . همه می دانند و از شبکه های ماهواره ای هم مشاهده کردند بیسجی ها از بالای پشت بام چطور به مردم تیراندازی می کردند و مرد و زن را به گلوله بسته بودند . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;صدا و سیما در یک دروغ خیلی خنده دار گفت عده ای آشوبگر می خواستند به یک اسلحه خانه دستبرد بزنند که نیروی های امنیتی به آن آشوبگران شلیک کردند و هفت نفر کشته شد . در صورتی که همه مردمی که بودند به چشم خودشان دیدند آنجا نه یک اسلحه خانه بلکه یک ساختمان مربوط به بسیج بود و همینطور می دیدند که بعد از کشته شدن مردم آنجا را به آتش کشیدند . اگر اسلحه خانه ای در کار بوده اسلحه های ان به یغما می رفت نه اینکه ان را آتش بزنند . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;صدا و سیما در ریخته شدن قطره قطره این خون های بی گناه ریخته شده دست دارد و مجریانی که خود می دانند دروغ می گویند نیز با آن آدمکشها هیچ فرقی نمی کنند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این قصه همچنان ادامه دارد ...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 17 Jun 2009 04:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bomb1&amp;postid=69</comments>
<dc:creator>bomb1</dc:creator>
<guid>http://bomb1.blogfa.com/post-69.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روز انتخابات تلفنتان را فراموش نکنید...</title>
<link>http://bomb1.blogfa.com/post-68.aspx</link>
<description>&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چند روز پیش این اس ام اس برایم  رسید : &lt;FONT color=#ff0000&gt;دستور زبان انتخابات . من رای نمی دهم ، تو رای نمی دهی ، او رای می آورد . پس من رای می دهم ، تو رای می دهی تا او رای نیاورد .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i40.tinypic.com/2zewg1w.jpg&quot; align=baseline border=1&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ضمن اینکه بدین وسیله از تمامی دوستانی که تاکنون تصمیمشان  عدم شرکت در انتخابات بوده دعوت به حضور در پای صندوق ها می کنم از دیگر عزیزانی که برای میرحسین و یا کروبی فعالیت می کنند می خواهم تلفنشان را در روز انتخابات فراموش نکنند . امروز تمامی موافقان و مخالفان به این مطلب پی برده اند که اگر مشارکت بالا باشد شانس پیروزی اصلاحات بیشتر می شود و به همان نسبت شانس رقیب کاهش خواهد یافت .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از همه می خواهم از امروز تا روز انتخابات کسانی را که مصر به عدم شرکت در انتخابات هستند را شناسایی نموده و حتی المقدور بر کاغذی اسمشان را بنویسند و در روز انتخابات با آنها تماس گرفته و از آنها بخواهند برای آینده خود و کشور پای صندوق رای بیایند تا رییس جمهور بر آنها تحمیل نشود . حتی اگر توانستید در روز انتخابات منزل به منزل دوستان و آشنایان را سر بزنید و با لبخند و امیدواری از آنها بخواهید در انتخابات شرکت کنند . تا جایی که من بررسی کرده ام خیلی ها ناامیدند و قصد شرکت ندارند پس حسابی آن روز سرتان شلوغ خواهد بود . &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;به زودی مناظره ای را با کسانی که سیاسیتشان شرکت نکردن در انتخابات است در همین جا برگزار خواهم کرد . امیدوارم همه شرکت کنند . &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 30 May 2009 09:18:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bomb1&amp;postid=68</comments>
<dc:creator>bomb1</dc:creator>
<guid>http://bomb1.blogfa.com/post-68.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روزانه های انتخاباتی</title>
<link>http://bomb1.blogfa.com/post-67.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#ff0000&gt;۱.&lt;/FONT&gt; شورای نگهبان اعلام کرده که کمیته صیانت آرای میرحسین موسوی و مهدی کروبی بر خلاف امنیت ملی و عمومی است . فکر می کنم بزرگترین دشمن امنیت ملی و عمومی جامعه ، اینگونه تفکرهاست. شورای نگهبان باید بداند که با بچه طرف نیست . دیگر برای همه ما ثابت شده که استفاده از این جمله ی - خلاف امنیت ملی و عمومی - یک ابزار کثیف و پوسیده برای سرکوبی مخالفان و منتقدان است . لطفاً شورای نگهبان به این سئوال جواب دهد که این چه امنیت ملی است که با انتقادات یک استاد دانشگاه ، تجمع چند دانشجو و کمیته صیانت از آرا به خطر می افتد ؟ آیا ایران را اینقدر ضعیف و شکننده می بینید ؟ پس آنهمه اقتداری که از آن دم می زدید کجاست؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;۲.&lt;/FONT&gt;  جواب احمدی نژاد به فیلترشدن فیس بوک :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;آفتاب: &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;محمود احمدی‌نژاد به فیلتر شدن سایت فیس‌بوک در ایران واکنش نشان داد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به گزارش گروه سیاسی آفتاب، در کنفرانس خبری روز دوشنبه محمود احمدی‌نژاد با خبرنگاران رسانه‌های خارجی، خبرنگار CNN از وی درباره‌ی فیلتر شدن سایت فیس‌بوک پرسید که احمدی‌نژاد در پاسخ گفت: «میلیون‌ها سایت در دنیا فعالیت می‌کنند و در ایران نیز قابل دسترسی هستند. باید بپرسم که موضوع چیست، اما در مورد این‌که گفته می‌شود علیه دولت نوشته است، آن‌قدر سایت و نشریه علیه دولت می‌نویسند که با یکی دو مورد حل نمی‌شود. ما مشی تحمل‌پذیری را انتخاب کرده‌ایم. حرفی زده می‌شود و ما نیز تحمل می‌کنیم‌؛ لذا نیازی به بسته شدن سایتی نیست».&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وی افزود: «اگر سایتی شاکی عمومی داشته باشد اعلام کرده‌ایم نباید بسته شود و در مورد شاکی خصوصی باید رسیدگی شود».&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;الف: احمدی نژاد گفته که از موضوع خبر ندارم و باید بپرسم علت چیست؟ با اینکه رسانه های بزرگ خارجی و داخلی روی این خبر کلی مانور داده اند تازه جناب احمدی نژاد ابراز بی اطلاعی می کند و باید دلیل را بپرسد. اولاً همه ما می دانیم که احمدی نژاد خودش کاملاً در جریان است . ثانیاً همه فیس بوکی ها می دانند که فیس بوک به خاطر چه فیلتر شد و ثالثاً اگر علت را پرسیدند به ما هم اطلاعی بدهند . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;(یک احتمال ضعیف : شاید به زودی فیس بوک باز بشه . دلیل: که بگه من چقد مهرورزم)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;(جالبه چند ساعت بعد از درج این مطلب فیلتر فیس بوک برداشته شد . )&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ب : خیلی جالب است که اگر سایتی شاکی خصوصی داشته باشد به آن رسیدگی می شود . پیدا کردن چند شاکی خصوصی از میان این همه مرید کار سختی نباید باشد . گور پدر هزاران ایرانی که از این سایت استفاده و بهره می برند . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ج : بله این همه سایت و  نشریه علیه شما نقد می نویسند نه اینکه شما سایت و نشریه ندارید . خبرگزاری فارس و ایسنا و این همه سایت دولتی که اجیر کرده اید نشانه مظلومیت شما که نیست ؟ هست ؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;د : موش و گربه بازی دولت و کاربران فیس بوکی هم نشان دهنده این موضوع است که شما چقد تحمل دارید . این روزها فیس بوکی ها با ارسال ایمیل به یکدیگر سعی می کنند که آدرسهای مخفی ورود به فیس بوک را به دوستان خود اطلاع دهند و فیلترینگ احمدی نژاد همه به شدت کاربران را تعقیب و در سریع ترین حالت ممکنه آدرس های جدید را مسدود می کند . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;۳.&lt;/FONT&gt; احمدی نژاد این روزها به شدت تحت فشار است . به علت باز شدن فضای سیاسی در این روزها سیل انتقادات به سمت دولت ایشان سرازیر است . ایشان که تا حالا تحت حمایت همه جانبه رسانه ها بوده تاب این همه فشار را ندارند و قدرت مانورش را از دست داده و دچار اشتباهاتی می شود که به ضرر او تمام خواهد شد . ولی ما منتظر اشتباه بزرگ و اساسی ایشان هستیم . آقای احمدی نژاد لطفاً زودتر...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;۴.&lt;/FONT&gt; این روزها شامل توطئه های هستیم که نوک تیز آنها به سمت میرحسین موسوی است . این توطئه ها به دو دسته تقسیم می شوند :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;الف: تخریب مستقیم میر حسین موسوی . این دسته از تخریب ها شامل پرونده سازی های کذبی است که عده ای مشکوک در حال رواج آنها هستند . مهمترین این تخریب ها شایعاتی است که در حال پخش شدن است . این شایعات شکلی اطلاعاتی و بسیار سری دارند و جوری وانمود می شود که انگار عده ای دلسوز با از خودگذشتگی آنها را به گوش مرم رسانده اند . مثلاً میر حسین در پی براندازی است . میر حسین می خواهد کشف حجاب کند . ارتباط میرحسین با اجانب . نفرت امام از میرحسین .اگر یادمان نرفته باشد در سال ۷۸ نیز چنین موجی بر علیه خاتمی توسط عده ای راه افتاده بود و اسنادی جعلی را در بین مردم بر علیه او رواج می دادند و بیانیه ها و افشاگری های کذبی را منتشر می کردند که البته راه به جایی نبرد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ب : ایجاد اختلاف بین کروبی و میر حسین . خبرگزاری فارس هر روز چند گزارش و خبر را در این راستا منتشر می کند که به خوبی نشان دهنده یک تاکتیک در جبهه آنان است . این تاکتیک بیشتر سعی دارد نشان دهد میرحسین موسوی نسبت به رقیب خود کروبی حسادت می کند  . بنده به عنوان کسی که در ستاد میرحسین فعالیت می کند تا کنون هیچگونه رفتار و گفتاری که نشان دهنده  خصومت باشد را مشاهد نکرده ام . هرچند که این روزها دیگر کسی به این حرف  اعتقادی ندارد اما من هنوز به اتحاد و اتفاق  میرحسین و کروبی ایمان دارم و می گویم در آخر یکی از این دو در صحنه خواهد ماند . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;۵.&lt;/FONT&gt; احساس نگرانی شدید من در مورد پخش مستند ریس جمهور در بخش خبری ۲۰:۳۰ . این مستند که در شبکه دو و در پربازدیدترین بخش خبری پخش می شود به سیر اتفاقات ریاست جمهوری ایران بعد از انقلاب  تا به امروز می پردازد . اگر این سیر زمانبند باشد که هست و قرار باشد تا آخرین روز انتخابات ادامه پیدا کند ما باید در آخرین روزهای انتخابات به بخش ریاست جمهوری احمدی نژاد برسیم که در این صورت با این ترفند خیلی موذیانه خود به خود تبلیغ موثری برای احمدی نژاد صورت خواهد گرفت . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;۶.&lt;/FONT&gt; باید به فکر خانه جدیدی در اینترنت باشم . خبرهای از دوستان دریافت کرده ام که وبلاگ بنده در شهرهای آن ها فیلتر شده . بنابراین احتمالن به زودی دیگر isp ها نیز اقدام به فیلتر کردن آدرس وبلاگ بنده خواهند نمود . چون معمولاً این روند چند ماهی طول می کشد . &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 26 May 2009 07:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bomb1&amp;postid=67</comments>
<dc:creator>bomb1</dc:creator>
<guid>http://bomb1.blogfa.com/post-67.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فیلتر کردن فیس بوک نشانه ضعف شدید احمدی نژاد</title>
<link>http://bomb1.blogfa.com/post-66.aspx</link>
<description>&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فیس بوک یک سایت اجتماعی است که حدود ۲۰۰ میلیون عضو دارد . دیروز فیس بوک توسط دولت احمدی نژاد بدون هیچ گونه توضیحی فیلتر شد . فیلتر شدن این سایت بین المللی عکس العمل های شدیدی را در بین کاربران آن و همچنین در بین رسانه های خارجی و داخلی در پی داشت . حالا بماند که این عمل چقدر وجهه ایرانیان را در بین مردم دنیا پایین آورده که این روزها دیگر به خدشه دار شدن چهره خود در بین مردم جهان عادت کرده ایم . مهمترین چیزی که به ذهن ها خطور کرده این است که دلیل کار چیست ؟ قطعاً همه می دانند که این عمل یک بداخلاقی سیاسی از طرف دولت احمدی نژاد در بایکوت کردن رقبایش بوده است . زیرا که فیس بوک این روزها شاهد تبلیغات شدید میرحسین موسوی در بین کاربران خود است که روز به روز در حال گسترش می باشد و سهم زیادی در بالابردن تب انتخابات در بین مردم دارد . &lt;FONT color=#ff0000&gt;احمدی نژاد خوب می داند که بالا رفتن مشارکت مردم در انتخابات به معنی شکست قطعی او در این رقابت خواهد بود .&lt;/FONT&gt; واضح هست که هیچ تفکری که به احمدی نژاد تمایل دارد حاضر نیست در روز انتخابات پای صندوق های رای حاضر نشود و برعکس کسانی که انتخابات را تحریم می کنند و حاضر به شرکت در آن نیستند از لحاظ فکری بیشتر به میرحسین گرایش دارند و اگر تصمیم بگیرند که رای بدهند به او رای خواهند داد . بنابراین بالارفتن مشارکت مساوی است با پیروزی قاطع میرحسین موسوی .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما فیلترکردن فیس بوک به خوبی نشان از ضعف دولت نهم در رقابت پیش رو دارد و با این کار ذلالت و خار بودن او به خوبی به به نمایش گذاشه شد و ثابت کرد این غول بی شاخ و دم ، درون پوستش چیزی جز هوا ندارد و به راحتی قابل ترکیدن است . هرچند که به نظر من این گونه اقدامات تف سربالاست و نتیجه عکس خواهد داشت و باعث می شود که اتحادی همه گیر در میان کاربران اینترنتی ایجاد شود.  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوستان فیس بوکی بیکار ننشسته و با ترفندهای مختلفی توانسته اند از مرز فیلترینگ بگذرند و به فعالیت های انتخاباتی خود در این سایت برای کاندید مورد نظرشان - میرحسین موسوی - ادامه دهند . &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 25 May 2009 07:08:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=bomb1&amp;postid=66</comments>
<dc:creator>bomb1</dc:creator>
<guid>http://bomb1.blogfa.com/post-66.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
